روزهای نو

الم یعلم بأن الله یری؟

روزهای نو

الم یعلم بأن الله یری؟

خدایا
همین الان
لازمت دارم
همین الان

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱ مهر ۹۶، ۲۳:۴۳ - آدم
    خیر

ستاره کجایی تو؟!

سه شنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۰۷ ب.ظ

کارت بانکیمو نیاوردم 

ماشین هم نیاوردم 

الانم مشهدم 

با دو هزار تومان پول :| 

استاد هم که خارج از سرویسه :|

یا خدا 

چه خاکی بریزم به سرم؟ 

نظرات  (۱۳)

۰۷ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۱۰ خانم الفــــ
از نگهبان دانشگاه،با ارائه کارت دانشجویی مقداری پول قرض بگیر :) 
پاسخ:
اندازه پرینت ۳ نسخه پایان نامه!!!! + پول برگشت به شهرم + نهار 
:(((((
۰۷ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۱۱ دُچــــ ــــار
خخخخ :) کارت بانکی نمیخاد میگم محبوبه خانوم براتون نهار بیاره خخخ :))
پاسخ:
دعا کنم الهی سرتون بیاد اینجوری نخندین؟ :/ 
پول ندارمه 
میفهمین؟
۰۷ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۱۵ دُچــــ ــــار
نیم ساعت سر خیابون وایسید بگید آقا کیفمو زدن میخام برم شهرمون پول ندارم کلی جمع میشه :))
پاسخ:
:|
سلام
امیدوارم زودتر مشکلتون حل بشه ...
امام رضا مهمونشو تنها نمیزاره
پاسخ:
سلام 
خیلی ممنون 
اتفاقا الان تو بیمارستان امام رضا هستم
۰۷ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۱۷ خانم الفــــ
خب هر چقدر. مگه نمیشه؟حالا امروز ناهار رو نون سنگک بخور که کمتر شه و زیاد نخوای قرض بگیری.قطعا درک میکنن :) بیخودی به خودت استرس وارد نکن. میخوای برو دانشگاه فردوسی بگو الف گفته یکم پول بهم بدید .اگه گفتن الف کیه،بگو زمانی دانشجوی اینجا بوده :دی

اما بیدون شوخی،ان شاءالله همین کار رو بکن،خدا بهترین وسیله رو برات جور میکنه
۰۷ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۱۷ خانم الفــــ
خب هر چقدر. مگه نمیشه؟حالا امروز ناهار رو نون سنگک بخور که کمتر شه و زیاد نخوای قرض بگیری.قطعا درک میکنن :) بیخودی به خودت استرس وارد نکن. میخوای برو دانشگاه فردوسی بگو الف گفته یکم پول بهم بدید .اگه گفتن الف کیه،بگو زمانی دانشجوی اینجا بوده :دی

اما بیدون شوخی،ان شاءالله همین کار رو بکن،از نگهبان ها بگیر.خدا بهترین وسیله رو برات جور میکنه.
پاسخ:
و بهترین برادر کوچیکه نازنینمه که زنگ زدم خونه و فقط راهکار بهم داد 
راهکاری که خودم میدونستم ولی در صداش آرامشی بود که آرومم کرد 

دربست بگیر بیا خونه ما
یه نون و بوقلمونی پیدا میشه

پاسخ:
عزیز دلمی 
تو اگه بدونی که من دیشب رفتم خونه که هفت صبح دوباره اینجا باشم :/ 
تعارف می کنی؟

مگه خونه کاری داشتی یا وسیله ای می خواستی که برگشتی شهرتون؟
پاسخ:
نه کاری نداشتم


o_0
واه
راه قرض داشتی برگشتی؟ یا بیکار بودی؟
خو خونه فامیلی چیزی! اصن حرمی! اونجا که اجازه میدن بخوابی.

الان در چه حالی؟
پاسخ:
خدای من 
حرم رو چطور فراموش کردم؟
:(
البته حرم خدایی سخته 
و خواهر کوچیکه باهام بود و شب هم مجلس داشتیم به خاطر فوت عمه 
و البته که ما مثل مهمونها رسیدیم ولی نبودنمون هم گوشه اش باز می بود :|

اخخخخ چه شرایط بدیییی 
از یکی تو دانشگاهتون قرض کن... شماره کارتشم بگیر بگو شب سریع واریز میکنی 
پاسخ:
اونجا کسیو نمی شناسم 
باور می کنی؟

نه زنگ زدم داداشم از استرس که ببین کارتم خونه است؟ (حالا یکی نیست بگه چه فاده) 
طفلک زنگ زد گفت هست و یک کارت دیگه نداری برات کارت به کارت کنم 
 الحمدلله کارت خالی داشتم ولی غیر فعال بود و تو شهر خودمون مییگفتن فقط تو شعبه اصلی درست میشه 
با هزار ترس و استرس رفتم  پیش رییس بانک دید استرس دارم گفت نگران نباش همشهری 
واقعا همشهریمون بود ولی داشت غلیظ مشهدی حرف میزد
یعنی اگه به لهجه خودمون حرف میزد همونجا لبخند آرامش میزدم 
یک حرفایی برای آارامش من زد و 
بعدم به یک نفر گفت برا خانم فلانی رمز جدید بزنید 
وقتی از کازمند پرسیدم گفت همه بانکها انجام میدن 
تازه خوندم پستتو. الان درست شد؟ یا بیام؟ خخخخخ
پاسخ:
ممنون 
3 تا کتاب خریدم برای خودم 
کاش یه روز بخونم 
از اون خوندن های همراه عمل 
ای وای! کجایی تو؟ بیا خونه ما! مشکل حل شده یا نه هنوز؟ :(
پاسخ:
جدی میگی؟
من جنبه ندارم ها 
اتفاقا آقای دچار هر کی مشهدی می دونست رو معرفی کرد 
حل شد الحمدلله 

الهی شکر کارت درست شد
پاسخ:
اوهوم