روزهای نو

الم یعلم بأن الله یری؟

روزهای نو

الم یعلم بأن الله یری؟

خدایا
همین الان
لازمت دارم
همین الان

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

من و این خونه :))))))

يكشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۵۶ ق.ظ

نقش این کنکوری ها رو دارم که تو خونشون هیشکی حواسش بهش نیست 

تا جایی که مامان از بیرون اومده میگه چرا هرچی بهت زنگ زدم جواب ندادی گفتم گوشیم سایلنت بوده میگه خدا خیر بده باباتو زنگ زدم اومد دنبالم

خوب مامان خوبم تو که می بینی تا پاسی از نیمه شب پای لپ تاپم صبحم بیدار شدم به همین منوال واقعا توقع کردی من طفلک بیام دنبالت؟ آیا؟ 

نزدیک عروسی خواهرمه 

خواهرم استرس داره کارت و مزون و .... کلی هماهنگی و بعد با این جمعیت خونه ما هر کسی یه حرف بزنه دیگه کافیه 

بهش میگم شرمنده به خدا من خیلی سرم شلوغه وگرنه باهات میومدم 

شما فکر کنین من لباس هنوز ندارم :) 

الان داداشم فیلم داره از خودش در میاره با صدای بلند!!!

منم این بالام دارم شرشر عرق میریزم صرفا به خاطر دوستان بیان دارم پست میذارم خخخخخ 

دلم تنگ شده بود برای نوشتن 

دعا کنید تموم شه این پایان نامه 

استرس این روزهامو دوست دارم 

خدا کنه آخرش ختم به خیر و شادی بشه 

آمین :)

نظرات  (۱۱)

۱۸ تیر ۹۶ ، ۱۰:۵۹ دچـــــ ـــــار
نوشتن آدمو مجبور میکنه که بالا بره :))
+نتیجه گیری عرفانی کردما!
پاسخ:
ههههههه
آره عرق میریزم و بالا میرم :))))))
منظورم اینه برای داشتن نت 4G مجبورم بیام طبقه بالا که کولر نداره :/ شارژ مودممون تموم شده و از عمدا شارژ نمی کنم...
۱۸ تیر ۹۶ ، ۱۱:۱۲ آرتمیس ‌‌
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
عروسی برای هر کی خوب باشه، برای خانواده‌ی درجه یک عروس و داماد ***** **** است! کللللی هماهنگی و بدو بدو و کار طاقت‌فرسا! واسه چند ساعت مهمونی که **** ** *** ** *** *** ******* **
اونجوری خوبه که مثل مهمون بری بشینی پذیرایی بشی و برگردی :)
پاسخ:
اِ.... درست حرف بزن بابا !!!:/ (شکلک عصبانی چون کلمه منفی استفاده کردی!) ببخشید از بیانم ناراحت نشو ولی خیلی حساسم رو بار کلمات راستش 
خیییییییلی هم قراره خوش بگذره ان شاءالله :) 
اون که بله خوبه آدم فقط بره و برگرده و پذیرایی شه :))))
فعلا نقش من همونه! چون به ابر و باد و خورشید و فلک کار ندارم!!!! فقط به لپ تاپ و گوشی کار دارم! ولی خواهرم خدایی داره بدو بدو می کنه فکر کنم لاغر شه تا هفته بعد 
۱۸ تیر ۹۶ ، ۱۱:۳۵ آقاگل ‌‌
بزرگ میشین یادتون میره تضمینی :d

پاسخ:
:) 
از الان یه دغدغه ای برام پیش اومده که نمیتونم حرفشو بزنم 
ولی خدا نکنه خدا بخواد منو با لقمه امتحان کنه 
شاید باور نکنی برای عروسی خانداداشم فکر کن تو یک روز خریدمو کردم و رفت 
تو عقد داداش سومم که همین دیروز سالگرد عقدشدن بود فکر کن روز ۱۶ ام تیر پارسال رفتم داخل یه مغازه چشمم یه لباس رو گرفت و همون یکساعت نشد خریدم و پوشیدم (لباس داشتم ولی این چون پوشیده تر بود دوست داشتم )
سخت نگیر البته ببخشید که قرار بود من راهنماییت کنم ولی همچنان شرمنده ات هستم :|
و نشد 
پایان نامه :
این نیز بگذرد ...
پاسخ:
آره خوب منم قبلا یکی دو بار رفتم برای خرید خیلی طولش ندادم 
مسئله اینه فعلا وقت ندارم برم خرید !

۱۸ تیر ۹۶ ، ۱۲:۰۶ کوثر متقی
چه خوب عروسی😄

پاسخ:
عروسی بی رقص چطوره؟ :) 
رقص نداریم ما 
دف و آوازِ مولودی خوان داریم 
مووووووووفق باشی👍👍
حالا لباسم زیاد مهم نی(الکی مثلا😜)
پاسخ:
آره بابا مهم نیس 
اصل خودمم افتخار میدم برم عروسی خواهرم هههههههه:)
موفق باشی
پاسخ:
واقعا ممنون :)
۱۸ تیر ۹۶ ، ۱۶:۲۹ آرتمیس ‌‌
خخخخ خودم یادم نیست چی گفتم، ولی راس میگی! ان‌شاءالله خیییییلی خوش می‌گذره :)
پاسخ:
فدات هم دانشکده ای :)
ان شاءالله 
۱۸ تیر ۹۶ ، ۲۲:۱۶ محبوبه شب
اینا رو وِلِلِش :دی
من چــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی بپوشممممم ؟! 😂😂😂

۱۹ تیر ۹۶ ، ۰۲:۱۷ آقاگل ‌‌
لقمه چیه؟
البته لقمه های متفاوتی داریم. مثلا یکیش که الان یادم میاد بزرگتر از دهنه.
ولی نفهمیدم منظور شما کدوم نوع بود. 
پاسخ:
منظورم لقمه حلال بود
امیدوارم خدا نخواد امتحانم کنه
سلام 
یک رمز بهت رسید ؟

دو از سایلنت درش بیار آخ آخ اگر اینکارو با من میکردی میزدم میکشتمت :دی 

سه : شر شر عرق بریزی اونم از گرما بهتر از اینکه شر شر عرق بریزی از خجالت خدای ناکرده :|:))
اونم خجالت از نوع بد دادن امتحان :|:)


چهار :
یاد خونه ی قدیمی مون افتادم :)
میرفتم بالا درس میخوندم می اومدم پایین شام و نهار 
یادش بخیر :)


پنج : من ماشین میخوام :دی 

شش: پایان نامه هم تموم میشه ببینم اونوقت بهونه داری که نیایی اینجا و تلفن هات هم جواب ندی ؟!
اونوقت من میدونم و تو و لنگه کفشی که در بیابان نعمت است :دی 

هفت :

استرس عروسی گاهی خوب و شیرین گاهی نه :)

هشت موفق باشی :)

نه فکر نمیکردم دیروز اومدم اینجا بعد که رسیدم به هفت متوجه شدم عه من که قبلنا اومدم اینجا :|:)

پاسخ:
سلام یک: بله
دو: خدا بهم رحم کرده چی کار داری؟ 
سه: آره واقعا
چهار: :)
پنج: من بهش میگم عروس:)
شش: ان شاءالله 
ههههههههه
هفت: نه 
من استرس پایان نامه مو گفتم بابا 
هشت: قربونت 
نه: ولی این کامنتو نذاشته بودی